سیناسینا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

سینا جان به چشمان مهربانه تو مینویسم حکایت بی نهایت عشق را

جان منی از این عزیزتر نمی شود....

عروسک

آخه یکی نیست به من بگه وقتی این لباس تو تن فرشته ی من انقد خوشکله چرا باید تن عروسکش باشه ...
3 آبان 1392

روروک

عزیز دلم تو خیلی از روروک خوشت نمیومد ولی بازم به دردت خرد نفسم سینای من سوار بر روروک ...
3 آبان 1392

سینه خیز

ماه آسمون بابایی و مامانی از وقتی که سینه خیز رفتی شیطونیاتم شروع شد و من و بابایی حسابی مواظبت بودیم آخه تو تمام زندگیه ما هستی دوست داریییییییییییییییییییییییییییییییم ...
3 آبان 1392

ps3

وروجک مامان آخه الان موقع ps بازی کردن هست صبر کن به موقش از دست تو وباباییت چه کارا که نمیکنید ...
3 آبان 1392

my babay

نفسم عزیزم عشقم بس که به بابایی میگفتم براش my baby بگیر یه روز با یه کارتون my baby اومد خونه تو انقد ذوق میکردی انگار میدونستی توش چیه ...
3 آبان 1392