اولین مشق
پسر گلم دفترت را بازکن بوی کاغذ، بوی درخت به مشام میرسد. مهر است و آفتاب پاییزی دل را پر کرده است. کوچههایی که به مدرسه میرسد، چراغانی شده است با آفتاب پاییزی آغاز نوشتن است، آغاز خواندن است. به نام او شروع کن، به نام زیباییهای او اینم اولین مشقت گل پسرم قربون دست خط زیبات برم♥♥ ...
کلاس اول و هفتمین آتلیه
پسرم...سینای نازنینم... کلاس اولی شدی!!!مبارکت باشه... امروز سرنوشتی از شور و شوق در دبستانی شدنت رقم زده میشود... امروز روز جشن شکوفه زدنت است!! با تمام وجود شکوفا شو و عطر دل انگیز دفتر و مدادهایت را روی خاطراتت بپاش... و با چشم های مشتاق برای دانستنت، برگهای ندانسته هایت را صبور و مصمم لمس کن... و ماهِ مدرسه ، امسال واسم حال و هوای دیگه داره😍 حسِ بینظیریِ وقتی قد کشیدن تکه ای از وجودمو که یه زمان فقط خودم احساسش میکردم رو میبینم 😊 دوست دارم مرد قوی من❤ اولین ها همیشه خوب هستند... به دل آدم می نشیند و خاطره شان می ماند در دل!!! باز هم تجربه ای جدید از روزهای مادران...
سفر تابستان 96
شاهزاده ی قلبم چند روز دیگه بیشتر نمونده که کلاس اولت شروع بشه کلاس اولی مامانی بخاطر همین بابایی تصمیم گرفت یه مسافرت چند روزه بریم نگم برات که چقد بهت خوش گذشت و کیف کردی تازه از اونجا کیف مدرسه هم خریدی و فیگوراای داستان اسباب بازی که عاشقشونی🥰 سینا و بابایی دورتون بگردم الهی😍 اینم اولین کیف مدرسه ای🤩 غروب زیبا💋 عاشقتونم تا بی نهایت💗💗💗💗💗💗 ...
واکسن کلاس اول
تا شش سال قبل هفته ای حداقل دو فیلم میدیدم... دنبال کتابهای جدید بودم. به تمام کارهایم می رسیدم... سر ِساعت میخوابیدم، به موقع بیدار میشدم. هر وقت دلم میخواست یک لیوان چای برای خودم درست میکردم و می نشستم کتاب می خواندم . در ماشین فقط به موسیقی مورد علاقه ام گوش میدادم... شب تصمیم میگرفتم و صبح اجرا میکردم. الان که نگاه میکنم می بینم تعداد فیلم هایی که در این شش سال دیده ام به تعداد انگشتان دستم است!!! اما سیزده بار باب اسفنجی آشپز میشود را دیده ام.! اگر روزی پلنگ صورتی نبینم روزم شب نمی شود.! آنقدرکتابهای حسنی نگو بلا بگو را خوانده ام که حفظ شده ام. شب با هزار دردسر تصمیم میگیرم و تا آخر هفته هن...
پارک آزادی
یه شب عالی با بابایی در پارک آزادی تا تونستی از حضور بابایی استفاده کردی لذت بردی قربونت برم مرد کوچکم💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞 ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ؛سینا ﺗـــــﻮ ﺑﺨﻨــــﺪ ؛ ﻣـــــــﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﺍﻧـــــﻢ. . ﺗــــــﻮ ﺑﻨﺸﯾﻦ ؛ ﻣـــــﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑـــﮧ ﺩﻭﺭِ ﺗـــــﻮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﻢ . . . ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺲ ﻧﺎب مادری ام ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ! ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ؛ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻤﯿﺮﻡ . . . ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ، ﺧﻼﺻﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ . . . ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﮕﯿﺮ . . . ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ، بهانه ی نفس کشیدنم بودن توست... ... ...
روزهای خوب با دوقلوها
این روزها خونه ی پسر خاله ی مامانی که یه جفت دختر خوشگل موشگل داره اومده نزدیک ما همش میان دنبال ما و میبرنمون خونشون البته ماماانشون میگه عاشق تبلت سینا شدن😁😁😁😁😁😁 حسابی با هم دوست شدین😍😍😍😍 ...
دختر دایی
خبر خبر سینای من بالاخره عمه شدم اونم عمه ی چه دخملی امروز غزل خانم دنیا اومد از صبح هممون بیمارستان منتظر بودیم ساعت ده شب خانم غزل دنیا اومدن که الهی عمه فداش بشه زمینی شدنت مبارک فرشته 🌹💞♥❤دوست داریم عضو جدید خانواده وای خدای من عاشقتم کوچولو❤♥💞🌹 ...
کرال سینه
خبر خبر اونم چه خبری امروز از استخر که اومدی بیرون آقای نادری گفتن جلسه ی دیگه با شیرینی بیاید باشگاه گفتم:چی شده گفتن امروز بالاخره کرال سینه رفت آخه هر کسی کرال سینا یاد میگیره اقای نادری میگن شیرینی بگیر چون واسه سن شما شنای سختی هست گل پسرم مبارکت باشه جان دلم از در استخر که بیرون اومدیم گفتم امروز روز شماست هر جا گفتی میربم و هر چی گفتی میخوریم😍 یهویی گفتی مامان میشه بریم شاهچراغ یه لحظه تعجب کردم آخه توقع داشتم بگی پارک یا هر جایی مثل پارک منم سریع گفتم چرا نمیشه راه افتادیم طرف شاهچراغ و یه شام خ...












