زمستان 1402
خوشحالی یعنی صبح از خواب بیدار بشی و حیاط و این مدلی ببینی😍😍😍😍

یه خاطره ی برفی بی نظیر 😍

سینای من
زمستان را بايد با تمام سردي و سرما خوردگي هايش دوست داشت. با تمام گوشها و بيني ِ يخ زده اش.
بايد با اولين بارش برف دست تو و داداشی و بابایی را بگیرم و روی برف ها قدم بزنم...
زمستان را بايد با تمام قنديل هاي آويزان ِ لبه ي پشت بامش دوست داشت.
زمستان را باید دوست داشت چون شما با دیدن برف ، زود از بابا می خواهید برایتان آدم برفی بسازد.او هم تمام هنرش را به خرج بدهد و آدمكت را كج و كُله بالا بياورد و شما گونه اش را ببوسید تا يخ صورتش باز شود...

زمستان را بايد دوست داشت تا همين عكس كنار ِ آدم برفي، بشود بهترين خاطــره ي يخــمكي ِ مان...



سینا جان
هوای خودت را که داشته باشی ؛
جمعه ؛ بهترین روزِ هفته است ،
و زمستان ؛ زیباترین فصلِ سال …
فقط کافیست حالِ دلت خوب باشد !

حواس شهر
پرتِ برف باران است!!!
حواس من،
آغشته به عطر شما…



مزار زیبا 👇👇👇👇👇


و بابایی که همیشه هوامونو داره😍
برف آمده تا به بهانه ی سرمایش ، با آغوش های گرم ، جبران کنیم کمبود عاطفه اهالی این دیار را...
آمده تا با نگاه های گرم ، جبران کنیم سردی رفتار این اهالی را...
آمده که خوشبختی را جار بزنیم با دو فنجان چایِ گرم و نگاه های پر از عشق...



زمستان 1402
