سیناسینا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

سینا جان به چشمان مهربانه تو مینویسم حکایت بی نهایت عشق را

جان منی از این عزیزتر نمی شود....

یاد گرفتن تمام شناها

پسر زرنگم امروز اقای نادری یه برنامه ای تنظیم کردن و گفتن یه سوپرایز ویژه دارم یه سانس اختصاص دادن برای شماها که بیایم شناهای شما رو ببینیم  وای سینا نمیدونی چقد لحظه شماری میکردم بشه ساعت دو  وقتی که اومدم داخل دیدم اینجوری داخل عمق چهار متری شنا میکنی اشک از چشمام اومد وای پسرم اول کرال پشت رفتی بعد کرال سینه بعد شنای قورباغه و سوپرایز اقای نادری شنای پروانه بود وای من هیچ کس و نمیدیدم باورم نمیشد که همه ی شناها رو بلد شدی  ار ارتفاع پنج متر دو تا شیرجه زدی  غرق در لذت بودم  پسرم ! وقتی که به تو نگاه میکنم نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم دوست دارم پسر زرنگم، جان دلم مبارکت باشه عزیزم با تش...
23 بهمن 1396

اولین اردو کلاس اول

عزیز مادر اولین اردو رفتید آرامگاه حافظ  شب قبلش همراه بابات رفتی و یه عالمه خوراکی خریدی کلی ذوق زده بودی  وقتی اومدی تند تند برام تعریف میکردی و آب دهنت قورت میدادی  کلی با خانم صفایی و بچه ها خوش گذروندی🥰😍😘❤♥ زندگی چیست به جز لحظه ی خندیدن تو 😍 ...
8 بهمن 1396

شروع ترم نقاشی رنگ رو رنگ و تونالیته👍

عزیز هنرمندم ز امروز ترم جدید شروع شد  بهش میگن رنگ رو رنگ انقد ذوق داری که حد و حساب نداره😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 عاشقتم هنرمندم🥰🥰🥰🥰🥰🥰 اینا اولین کارات هستن و اینم اوللین کار تونالیته دستانت چه هنرمندانه هنر را خلق میکنند 😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘👍👍👍👍👍👍👍 ...
16 دی 1396

اخرین نقاشی ترم کودکان

یه خبر خوب امروز خانم جوکار گفتن سینا جان دیگه نقاشی کودکان براش کافیه براش مداد رنگی فابرکاستل بخرید باید رنگ رو رنگ کار کنه هووووووراااااااااا🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩 اینم از آخرین نقاشی ترم کودکان خانم جوکار اصلا باورش نمیشد تو این فاصله ی کم  بهت افتخار میکنم👍😘😍 ...
13 دی 1396

باران پاییزی

پسرم یه روز بارانی تا کلاس نقاشی پباده رفتیم و کلی تو بارون بازی کردیم وااای نگم برات چقد کیف کردیم دوتایی همین جا که هستی و من با توام همین جا که از کل دنیا کمیم تو بـارون پاییزی و کوچه ها چه خوبه تو و چتر و من با همیم ! دوست داشتنت تمامی ندارد جانکم... آهای باران پاییزی کی گفته تو غم انگیزی😍🥰 ...
1 آذر 1396

تولد 7 سالگی

جان جانانم ، سینای جانم ... امروز 7 ساله شدی و خدا را شکر ... خدا را شکر که تو پسر منی ، که اگر نبودی چقدر غصه می خوردم !!! چقدر خالی می شد جای کسی شبیه به تو ... چقدر تنها می شدم بدون تو !!! خدا را شکر که دارمت !!! و خدا را شکر که پسرِ آدمِ دیگری نیستی !!!!!!!! که اگر بودی ، حسرت نداشتنت تا همیشه گوشه ی قلبم سنگینی می کرد...! تو پسر زیبای منی ! و می دانی سینا ... ؛ دوست داشتنت برای زنده ماندنم الزامیست ! بغلت که می کنم ، غصه ها یکی یکی زرد می شوند و از شاخه ی دل ، به زمین می افتند ...! بر گونه هایت که بوسه می زنم ، بهار می شود !!! باور کن که خدا مرا خیلی دوست داشت ،...
15 آبان 1396