سیناسینا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

سینا جان به چشمان مهربانه تو مینویسم حکایت بی نهایت عشق را

جان منی از این عزیزتر نمی شود....

سیزده به در 96

سیزده به در همراه باباجون رضا اینا رفتیم به بوشهر و حسابی خوش گذروندیم شمو از وقتی سوار ماشین میشی میگی کی میرسیم😐هر ده دفیقه میپرسی قربونت برم که انقدر عجولی🥰 اینم دست کار بابایی💋💋💋💋💋💋💋   ...
12 فروردين 1396

عید 1396

عیدت مبارک قشنگ دوست داشتنی دوست دارم😍 لحظه تحویل سال 1396 هجری شمسی به ساعت 13 و 58 دقیقه و 40 ثانیه روز دوشنبه 30 اسفند 1395 هجری شمسی به وقت رسمی جمهوری اسلامی ایران است. انشاالله سال خیلی خیلی خوبی داشته باشی😍💞💗 ...
1 فروردين 1396

جشن پایانی و سبزه های پیش دبستانی

امروز جشن سبزه ها داشتی در تالار معلم من و بابایی هم اومدیم کلی جشن و نمایش و سرود و خوش گذرونی سینای من به بهترین شکل سرود و نمایش تو اجرا کردی و من و بابایی غرق لذت شدیم چ ببخشید اگر عکس ها کم هست اخه اجازه ندادن چون خودش داشتن هم عکاسی هم فیلمبرداری میکردن  اینم عکس تقویمی که همون روز بهمون دادن  خوش به حال من و بابایی که پسری چون تو داریم😍😍😍😍😍 ...
26 اسفند 1395

جشنواره ی پایان سال ژیمناستیک

امروز دوباره جشنواره داشتید بعد پنج ماه واقعا پیشرفتت خوب بوده و آقای نادری کلی از کارت راضی بودن پسر زرنگ من وهمه ی حرکاتیی رو که باید میزدی به صورت عالی زدی 👌🤩😍😘 اینم دوستت آقا پویا 😍 راستی آقای نادری از کار شنات هم خیلی خیلی راضی هستن و امروز به من گفتن که کرال پشت و کامل یاد گرفتی و از ارتفاع چهارمتر شیرجه می زنی😍👍🤸🤸🤸🤸🤸🤸🤸🤸🤸🏊‍♀️🏊‍♀️🏊‍♀️🏊‍♀️🏊‍♀️🏊‍♀️🏊‍♀️🏊‍♀️ ...
23 اسفند 1395

باغ وحش

وای پسرم یه روز خوب و تکرار نشدنی برای تو در باغ وحش دلت نمیومد بیای بیرون از اونجا عزیز دلم الهی همیشه بخندی 🤩🤩🤩🤩🤩 در بنفشه زار چشم تو من ز بهترین بهشت ها گذشته ام من به بهترین بهار ها رسیده ام تو همزبان بهترین دقایق حیات من لحظه های هستی من از تو پرشده ست ...
13 اسفند 1395

جان دلم

نازنینم...سینا ؛ روشن ترین سیاره دنیا شاید ناهید باشد ، اما من شک ندارم ... روشن ترین سیاره دنیا چشم های توست ، که دنیای من از آن نور می گیرد... بلندترین قله ی دنیا شاید اورست باشد ؛ اما... بلندترین قله ی دنیا مهربانی ِ توست ... که من ، برای رسیدن به آن ، نفس نفس ، هر لحظه بیتابم...!!! گرم ترین کویر دنیا لوت است... ولی ؛ گرم ترین داغی ِ عاشقانه ی دنیا ، آغوش کوچک توست ...که غصه های مرا آسان ِ آسان بخار می کند... وسیع ترین اقیانوس دنیا ، اقیانوس آرام است ... اما ، وسیع ترین اقیانوس دنیا دست های توست که وقتی مرا بغل می کنند ، دلم را به آرا...
20 بهمن 1395

جشن پایانی کلاس آی مت

دردونه کلاس آی مت ترم اول امروز تمام شد و براتون جشن گرفتن کیک و شادی و جایزه و کلی خوشگذرونی با دوستات 💞💋💞💋 اما چون از شیوه ی آموزشی آی مت خوشم نیومد ترم دوم ثبت نامت نکردم😐 همیشه موفق و سربلند باشی جان مادر 🥰 ...
13 بهمن 1395

افتادن اولین دندون شیری

همه چی با یه سرماخوردگی ساده شروع شد..سینا رو بیدار کردم تا آماده شه و با بابا بره مدرسه ولی با بی حالی گفت که گلوش درد می کنه. دستم و رو پیشونیش گذاشتم و فهمیدم که خیلی تب داره...سریع بردیمش پیش دکتر و  دارو بهش دادیم ولی هر ساعت حالش بدتر و بدتر می شد. شب تب شدیدی کرد و برای اولین بار دیدم که هذیان میگه!!! تا صبح دو تایی بیدار موندیم و هر کاری کردیم تا تبش پایین بیاد ... هر وقت سینا مریض میشه من بدترین لحظه های عمرم و تجربه می کنم... پر از دلهره... پر از اندوه... با چشمهایی پر از اشک و دلی بی تاب... متاسفانه سینا من به بیماری ویروسی خطرناکی مبتلا شده بود و خدای مهربون کمک کرد که اتفاق بدی براش نیفته... چندین و چند بار پیش د...
6 بهمن 1395

اولین جلسه کلاس شنا

بعد از کلی اسرار شما بابایی راضی شد که به کلاس شنا بری اخه وروجکم سرت خیلی شلوغ شده و بابایی میگفت اذیت میشه اما خودت خیلی اسرار داشتی  اقای نادری در استخر برق اموزش میدادن ما هم رفتیم همونجا😍 اولش که رسیدیم عینک و مایور و تخته شنا و بازوبند خریدیم  و کلی ذوق داشتی  اما کم کم که میخواستی بری داخل یکم ترسیده بودی که اقای نادری میگفتن طبیعی هست  وقتی رفتی داخل انقدر دلم شور میزد لحظه شماری میکردم بیرون بیای که بعد از یک ساعت و نیم با لب خندون اومدی بیرون و گفتی کی میشه جلسه ی بعدی 😂😂😂😂😂😂 بعدش هم که رفتیم باشگاه اقای نادری گفتن به مامانت گفتی از چند متر پریدی😂😂😂😂گفتم همین روز اولی گفتن بــــــــــــــله😂 ...
27 دی 1395