سیناسینا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

سینا جان به چشمان مهربانه تو مینویسم حکایت بی نهایت عشق را

جان منی از این عزیزتر نمی شود....

یلدا 95

یلدات مبارک پسر پاییزی من امسال شب یلدا خونه ی عمو ذبیح جمع بودیم و کلی خوش گذروندیم🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉 عاشقانه دوستت دارم😍♥💗❤ عمرت به بلندی یلدا پاره ی تنم🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰 ...
30 آذر 1395

رفتن به سیرک

پسرم امروز از طرف مدرسه قرار بود بری سیرک انقد خوشحال بودی  و ذوق داشتی که از شب تا صبح هزار بار بیدار شدی  که خدایی نکرده خواب نمونیم 😀صبح با یه عالمه انرژی رفتیم به سوی مدرسه با یه کیف پر از خوراکی 🤩🤩🤩🤩 الهی همیشه بخندی🥰 ...
16 آذر 1395

تولد شش سالگی

اتفاق خوب پاییز تولدت مبارک شش ساله ی شیرینم جگرگوشه نازنین من! مرد کوچک امروز و بزرگ‌مرد فردا، امروز روز تولد تو است؛ به وجودت افتخار می‌کنم و هزاران هزار روز مانند امروز را برایت آرزو دارم. تولدت مبارک پسر بی نظیر من پسر خوبم! نمی‌دانم پیش از به دنیا آمدن تو چگونه می‌زیستم و آیا اصلاً می‌زیستم؟ که اکنون نفسم به نفس تو بند است. نفس‌هایت مستدام و تولدت مبارک.   ...
15 آبان 1395

ششمین آتلیه

قربونت برم بالاخره عکستو تحویل گرفتیم الهی فدات بشم که روز به روز جنتل من تر میشی و دل من از دیدنت ضعف میره عاشقتم 💗💗💗💗💞💞💞 ...
7 آبان 1395

عشق و علاقه به مربی

چیزی نگذشت که عاشق مربیت شدی یه چیز غیر قابل باور اگر اقای نادری تو کلاس نبود شما هم گریه میکردی و نمی رفتی😀اقای نادری خیلی از کارت راضی بود پسرم اولین جشنواره ی کودکان برگزار شد جشنواره ی تابستان انقد ذوق داشتی که مسابقه داری و همه رو خبر کردی و زنگ زدی یه مدال و حکم خوشگل واسمون اوردی شب اونا گرفتی تو بغلت و خوابیدی😍 قربون پسر ورزشکارم برم من😍 ...
3 مهر 1395

اول مهر و پیش دبستانی

عزیزدلم بالاخره  روز اول مدرسه ها رسید و با شوق زیاد آماده رفتن شدی . امیدوارم که همیشه با همین ذوق و شوق به درجات بالاتر بری و من وبابا شاهد موفقیت هات باشیم. چطور می توانم باور کنم که فرزندم کوچکم که تا دیروز تلاش برای راه رفتن می کرد، اکنون قرار است به پیش دبستانی برود. احساس میکنم از حالا به بعد باری بیشتر بر روی دوشم گذاشته شده و آن هم تحصیل فرزندم است.🥰😍🤩😘 ...
1 مهر 1395

جشن ورود به پیش دبستانی

امشب داخل باغ جنت براتون جشن گرفتن برای ورود به پیش دبستانی سینای من باورم نمیشه تو داری میری پیش دبستانی 😭 نمیدونم اشک شوق هست یا اینکه دلگیری از اینکه داری بزرگ میشی  کلی خوش گذشت بهمون من وشما و خاله لیلا رفتیم و حسابی جشن و دست و هورا و نقاشی صورت 🥰🥰🥰 روزها دارن به سرعت سپری میشن.قراره پیش دبستانی بری و کلی سرگرمی.روزشماری میکنی برای اینکه دندونت بیفته و تو بزرگ بشی!!!عاشق تکالیفی .... عاشق نقاشی کردنی..... ومن ......یه مادر .....یه عاشق..... یه مادری که تموم زندگیش داره جلوی چشماش قد میکشه و برای بزرگ شدن خیلی عجله داره.اینا همه لذته برام.ولی دوست دارم همینجوری کوچیک بمونی...توی آغوشم....عاشق اینروزا...
27 شهريور 1395