سیناسینا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

سینا جان به چشمان مهربانه تو مینویسم حکایت بی نهایت عشق را

جان منی از این عزیزتر نمی شود....

محرم 93

پرسيدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهي كشيدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چيست محرم؟باناله گفت:ماه عزاي اشرف اولادآدم است سینای من ،پسر عزیزم امسال محرم انقدر شیطونی و اذیت کردی که نشد ازت چندتا عکس درست و حسابی بگیریم ولی همین چند تا هم غنیمته روزهاي زيباي شكفتنت شتابان مي گذرند و به لطف خداوند مهربان چشمان من نظاره گر توست كه هر روز بزرگ و بزرگتر ميشوی و با عطر حضورت به من حس خوب زندگي مي دهی.. حسابی اذیت باباجون کردی..... قبول باشه جان مادر.... اینم عکسای شب عاشورا  و پختن شله زرد اینم عکس دوست جون جونیت ...
14 آبان 1393

تولد مامانی

تولد تولد تولدم مبارک عزیز دل مامانی امسال بابا امیر واسه تولدم حسابی سوپرایزم کرد طوری که الان که یک شب گذشته هنوزم تو شک هستم و یکی از خاطرانگیزترین تولد در زندگیم شد . توی جشنمون مامان جون و بابا جون ها ،عمه ریحانه ، داایی محمد، و دوستای بابایی آقای شیردل و اقای نجفی حضور داشتند و حسابی شرمندمون کردن و زحمت کشیدن. قدردانی ز همسر برایم گواراست همسرم ،پاره ی تنم بابت همه چی ممنونم گاهی کلمات قادر به بیان احساسات نیستن ولی با تمام وجود از زحماتت تشکر میکنم سنگ تموم گذاشتی هیچی رو کم نذاشتی ...
10 مهر 1393

جشن روز اول مهد

3 سال و 10 ماه گذشت و امروز پسر كوچولوي من وارد مهدکودک شد . روزهاي زيباي شكفتنت شتابان مي گذرند و به لطف خداوند مهربان چشمان من نظاره گر توست كه هر روز بزرگ و بزرگتر ميشوی و با عطر حضورت به ما حس خوب زندگي مي دهی.. جان مادر امروز افتتاحیه و جشن مهد کودکت بود و اونجا حسابی بهت خوش گذشت البته بعضی از بچه ها زیاد گریه میکردن اما عزیز دل مادر تو اصلا گریه نکردی و فقط به اونا نگاه میکردی و تعجب میکردی اینم عکس سینا و یسنا خانم اینم لباس فورمت عروسک مامان سینای من... هر چه دورتر می شوی ، من ؛ عاشق تر می شوم !!! و هر چه نزدیک تر می آیی...
31 شهريور 1393

پاییز از راه رسید...

سینای من... حواست هست یک تابستان دیگر هم گذشت... پاییز از راه رسید ! فصل باد و برگ فصل رنگ و رنگ و رنگارنگ فصل مشق و مشق عشق و عشق انار فصل باز باران با ترانه فصل شیدایی و مهر و مهرگان فصل یلدا و چله پنجمین پائیز عمرت مبارک ای بهترین  . . . !   ...
31 شهريور 1393

تولد بابا امیر

روزی که به دنیا آمدی هرگز نمی دانستی زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی هستی که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است بهانه ی زندگیم تولدت مبارک امیر عزیزم: امروز روز توست روز میلادت دنیا تبسم کرده است امروز با یادت امروز بی شک آسمان آبی ترین آبیست چرخ و فلک همچون دلم درگیر بی تابیست تولدت مبارک جشن میلادت را به پرواز می روم دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها آسمانی که نه برای من نه برای تو که تنها برای “ما” آبیستج     تو هیچی کم نداری برای همه چیز من بودن تولدت مبارک این هدیه ها هم دوست بابایی واسه ...
23 شهريور 1393

دوست جدید سینا

باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده... قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت.... ماندن خاطره هایی که مرور کردن آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد میکند..... و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم.... و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است....... پایانی ندارد زندگی ام با تو ، آغاز دوباره ایست فردا در کنار تو........... فردایی که در آن دیروز را فراموش نمیکنم ، آنگاه که با توام هیچ روزی را فراموش نمیکنم که همه آنها یکی از زیباترین روزهاست و شیرین ترین خاطره ها ، و گرم ترین لحظه ها ست.... ...
18 شهريور 1393

اولین عکس 3در4

اینم اولین عکس 3در4 زندگیت الهی مامان دور صورت قشنگت بگرده  دوستت دارم سینا،نه قابل مقایسه است ،نه قابل شمارش ... بی انتهاست!! تاوقتی هستم ، تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی ... ...
2 شهريور 1393