نقاشی روی....
اخه وروجک جای دیگه نبود حتما باید رو کمر بابایی نقاشی میکردی پیکاسوی من😘 هر شب میشینی و موهای بابایی رو درست میکنی عاشق این کار هستی و بابایی هم دلش ضعف میره برای این کارت شیرین عسل😘 می ترسم !می ترسم از آن زمان که آغوش مادر برای حجم تنت کوچک شود و نتوانم اینگونه تورادرآغوش کشم وبه تو آرامش دهم. این روزهایم را دوست میدارم با همه ی سختی ها ودلشوره هایش... حتی آن هنگام که به واسطه ترسی که خودم میسازم اشک میریزم و هیچ چیز آرامم نمیکند. این روزهای دوتایی بودنمان را دوست دارم ونمیخواهم هیچ کس و هیچ کس شریک این لحظه ها شود. من و پدرت برای انجام وظایفمان می کوشیم. آری وظایفمان.... ماوظیفه داری...












