سیناسینا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره

سینا جان به چشمان مهربانه تو مینویسم حکایت بی نهایت عشق را

جان منی از این عزیزتر نمی شود....

دوچرخه بازی

نفس مامان دیگه بزرگ شده و میتونه دوچرخه بازی کنه اما به سختی ولی چون دوست داشتی سعی خودتو میکردی الهی که مامانی قربونت بره مثلا اینجا عزیز مامان تو فشار هست ومیخواد به سختی حرکت کنه ...
8 آبان 1392

مشهد رفتن مامان جون

عزیز دلم پسرک نازم اینجا مامان جون زهرا وآقا جون میخوان برن مشهد 1هفته مونده به ماه رمضان سال 92 وچون دلشون برای شما 2گل پسر تنگ میشد به عمه گفتن که ازتون عکس بگیره تا با خودشون ببرن تا هر وقت دلشون گرفت به عکساتو نگاه کنن   ...
8 آبان 1392

پارک

عزیزم الهی که مامانی قربونت بره اینجا همراه عمو مهدی و خاله سها اومدیم پارک انقدر سینای من کیف کرد که دلش نمیخواست بیاد خونه اینجا شما حسابی سردت بوده ...
6 آبان 1392

سیزده به در

پسرم انجا سیزده به در و ما همراه دو تا باباجون.عمو وحید.عموامید.عمه ریحانه اومدیم باغ جنت و حسابی خوش گذروندیم. اینم عکس به قول عمه رفیق فابریکت        ...
6 آبان 1392

عید 1392

پسرم سومین بهار زندگیت مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک   ...
6 آبان 1392

مرد شدن

سینای من روز به روز بزرگتر میشد و آقاتر و خوشمزه تر جوری که آدم دلش میخواست قورتش بده اینم دست کار خودته عزیزم خسته نباشید   ...
6 آبان 1392

چاقو بازی

آخه وروجک مامانی تو رو چه به این کارا اینجا خونه ی مامان جون زهرا هست وشما حسابی شیطونی میکنی وقتی اونجا میریم. البته  اینجا آقا پرهام کوچولو هست  ولی الان که بزرگ تر شده حسابی 2تایی با هم شیطونی میکنید قربون جفتتون برم ...
6 آبان 1392

محرم 91

یکی یه دونه عزیز خونه این عکس هم محرم 1391 هست و شما حسابی شیطون شده بودی و اذیت میکردی. آخه اذیتات هم خوشکل موشکل بود   ...
5 آبان 1392

محرم 90

عزیزم اینجا خونه ی عمو کمال هست و دومین محرمی که عزیز من اونجاست همون طور که قولت دادم عزیزمو سقا کردم و تو مثل همیشه خوردنی شده بودی آخه یه دقیقه بذار رو سرت باشه عزیز من ...
5 آبان 1392

تولد 2سالگی

عمرم جونم عزیزم نفسم عشقم تولدت مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک عزیز دلم قربونت بره مامانی چون که ماهی نمو دوست داشتی بابایی کیکتو اینجوری گرفت بازم میگم عزیزم تولدت مبارک اینم از طرف بابایی   ...
5 آبان 1392